صبحي الصالح ( مترجم : محمد مجتهد شبسترى )

84

مباحث في علوم القرآن ( پژوهشهائى درباره قرآن و وحى ) ( فارسى )

قرآن - به عقيدهء آنها - يعنى در مرحلهء نزول تدريجى وجود داشته غفلت نكرده‌اند و اين فلسفه چنان واضح بوده كه بر كسى مخفى نمانده است . مثلا سيوطى در « الاتقان » ميگويد : « اگر نبود اينكه حكمت الهى مقتضى شد كه قرآن بتدريج و بر حسب وقايع به انسانها برسد ، آن را مانند ساير كتب آسمانى قبل از آن ، يك جا بر زمين نازل ميفرمود . ولى خداوند ميان قرآن و كتب ديگر فرق گذاشت و براى آن دو مرحله قرار داد . انزال يكپارچه و انزال تدريجى . و اين براى گراميداشت و مراعات كسى بود كه قرآن بر وى نازل ميشد 14 » . آنچه از گفتارهاى اين دانشمندان به اسرار نزول تدريجى قرآن مربوط مىشود براى ما اهميت ويژه‌اى دارد . آنها وقتى به اين مطلب رسيده‌اند آنچنان حق مطلب را ادا كرده‌اند كه ديگر مجال سخن تازه‌اى نمانده است . آنها همان دو حكمت را كه ما بدان اشاره كرديم دريافته و بيان كرده‌اند . يعنى پاسخگوئى به نيازهاى رسول و پاسخگوئى به نيازهاى مؤمنان و در حقيقت ، جريان يك تبادل دو جانبه ميان وحى و مخاطب‌هاى آن ، گر چه تعبيرات اين دانشمندان در اين مسأله با تعبيرات ما مختصر اختلافى دارد . وحى ، نيازهاى پيامبر را به دو شكل پاسخ مىگفت : يكى اينكه با نزول مجدد قرآن پس از هر حادثه ، قلب پيامبر ثبات و اطمينان تازه‌اى پيدا ميكرد . دوم اينكه با اين شكل نزول ، حفظ قرآن بر پيامبر آسانتر مىشد . « ابو شامه » 15 در بارهء مطلب اول مىگويد : « اگر سؤال شود چه سرى در اين بود كه قرآن مانند كتب ديگر يك جا فرود نيامد و بطور تدريجى نازل شد » . در پاسخ ميگوئيم : اين سؤال را خداوند ، خود مطرح نموده و بدين ترتيب جواب فرموده است : قالَ الَّذِينَ كَفَرُوا لَوْ لا نُزِّلَ عَلَيْهِ الْقُرْآنُ جُمْلَةً واحِدَةً كَذلِكَ لِنُثَبِّتَ بِهِ فُؤادَكَ . ميگويند چرا قرآن يك جا و يكپارچه بر وى نازل نگرديد - همانطور كه در حق ساير پيامبران اينطور بود - ما چنين كرديم تا قلب ترا از اين راه ثبات و قوت بخشيم » .